0  |  4

ایده هایتان را به درآمدی نامحدود تبدیل کنید!

ایده هایتان را به درآمدی نامحدود تبدیل کنید!

کتاب The Happiest CEO in Business for startups کتابی است که ویژه استارت آپ ها در سال 2015 نوشته شده است. بر روی جلد این کتاب سه جمله کلیدی دیده می شود:

بیشتر زندگی کن، کمتر کار کن

اهداف و شور و اشتیاقتان را توسعه دهید

ایده هاتان را به درآمدی نامحدود تبدیل کنید

آیا تا به حال از اینکه برخی مردم کار تمام وقتشان را ترک می کنند و کسب و کاری را راه اندازی کرده، زندگیشان را تغییر داده، پول بیشتری را بدست آورده و وقت بیشتری را با خانوادشان می گذرانند شگفت زده شده اید؟

آیا ذهنتان را مشغول ایده کسب و کاری می بینید ولی نمی دانید از کجا شروع کنید؟

با مطالعه این کتاب، اصولی خواهید آموخت که به شما کمک می کند چشم انداز و برنامه استراتژیک خود را توسعه دهید، فکرتان را تغییر دهید تا بتوانید شبیه کارآفرینی موفق فکر کنید، یک کسب و کار سودآور خلق کنید و هر لحظه از روز در هرجای این دنیا پول بدست بیاورید، موفقیت های بیشتری در زمان کمتری بدست آورده و اهداف و اشتیاقتان را پیگیری کنید.

تمرکز بخش ابتدایی کتاب بر روی "ساختن زندگیتان به آن صورت که دلخواهتان است " می باشد. جمله ابتدایی آن متعلق به استیو جابز است. او می گوید: " در طول 33 سال گذشته، هر روز صبح به آیینه نگاه کرده ام و از خود پرسیده ام: اگر امروز، روز آخر زندگی من بود، آیا کارهایی که امروز قصد انجام آن را دارم انجام می دادم؟" و هر زمان جواب آن "نه" باشد متوجه می شوم بایستی تغییراتی را در برخی امور لحاظ کنم. نویسنده معتقد است برای موفقیت در کسب و کار بایستی مغزتان را برای موفقیت آماده کنید. موفقیت فقط با مطالعه و گذراندن دوره های آموزشی یا خواندن کتاب بدست نمی آید، موفقیت بایستی در مغز شما برنامه ریزی شود. در زندگی شما آنچه را که می خواهید بدست نمی آورید، شما آنچه که هستید را بدست می آورید. بر اساس مطالعه ای که انجام شده 8/10 کارآفرینان در طول 18 ماه شروع کسب و کارشان شکست می خورند. باور کردنی نیست که تصور کنیم آنها به خاطر فقدان مهارت، آموزش و سرمایه شکست می خورند. نویسنده معتقد است اغلب آنها طرز تفکر کارافرینانه ندارند.

بخش دوم کتاب با جمله آقای رامنی شروع می شود. او می نویسد: " با پولمان چیزهایی را می خریم تا افرادی که دوست نداریم را تحت تأثیر قرار دهیم." نویسنده معتقد است که شما بایستی بر پول خود کنترل داشته و آنرا چند برابر کنید. وقتی به آنچه که باید برسید مثل دانش، مهارت و تجربیات موفق دست یافتید و آنها را در قالب یک پکیج به بازار عرضه کردید، شما خالق فرصت هایی برای افزایش درآمدتان هستید. از آنچه دارید و یا بدست می آورید استفاده کرده و آنرا زیاد کنید. او تأکید می کند که بهره وری و سودمندی یک اتفاق ساده نیست بلکه حاصل تعهد به مزیت جویی و برتری طلبی و برنامه ریزی هوشمندانه و تلاش های متمرکز است.

"در طول 33 سال گذشته، هر روز صبح به آیینه نگاه کرده ام و از خود پرسیده ام: اگر امروز، روز آخر زندگی من بود، آیا کارهایی که امروز قصد انجام آن را دارم انجام می دادم؟"

در بخش بعدی نویسنده خواننده را تشویق می کند که با انجام تحقیقات از علائق و نیازمندی های مشتریان هدف هرچه بیشتر آگاه شود تا با توجه به آن اصول بازاریابی را تنظیم نماید و از بدست آوردن توجه بیشتر مشتریان اطمینان حاصل کند.

جمله آغازین بخش چهارم کتاب منسوب به نلسون ماندلا است.او می نویسد: " پول موفقیت به همراه نخواهد داشت، آزادی در بدست آوردن پول موجب موفقیت خواهد بود." نویسنده در ادامه بیان می کند که با پول نمی توان شادی خرید، اما پول می تواند به شما خانواده، تفریح ، سرگرمی و برنامه ای منعطف برای انجام آنچه دوست دارید بدهد.

قسمت پنجم با عنوان" زمان منتظر هیچ کس نمی ماند." به مسئله زمان و مدیریت آن می پردازد. نویسنده معتقد است که افراد موفق تمایل به مدیریت زمان به گونه ای کاملاً متفاوت از دیگران دارند. خلاصه ای از نکاتی که آنها در استفاده هوشمندانه از زمانشان مدنظر می کیرند در ذیل آمده است( برای مطالعه بیشتر در این باره خواندن این فصل از کتاب پیشنهاد می شود.)

میزان زمان لازم برای تکمیل وظایف و کارهاتان را یادداشت کنید.

برنامه ریزی بسیار مهم است. حداقل هفته ای یکبار برای پروژه هاتان برنامه ریزی کنید

حواستان را با کارهایی که به ظاهر مهم می آیند پرت نکنید، کارهایی مثل چک کردن ایمیل می تواند زمان با ارزش شما را از شما بگیرد.

مشخص کردن ضرب العجل برای انجام امور بسیار انگیزه بخش است.

در ادامه نویسنده به موضوع بسیار مهم مدیریت زمان می پردازد و آنرا اینگونه تعریف می کند:

مدیریت زمان به معنای انجام کارهای بیشتر نیست بلکه به این معناست که کارهای مهمتر را در زمان محدود انجام دهیم.

در ششمین بخش کتاب نویسنده به بحث بازاریابی می پردازد و بیان می کند که هدف بازرایابی شناخت و فهمیدن مشتری است. شما می توانید ارزش های بیشتری را به مشتریان خود ارائه دهید تنها با دانستن اینکه رقبای شما در ارائه کدام ارزش ها به مشتریانشان شکست خورده اند.

در بخش بعدی تأکید نویسنده بر روی ایجاد تعادل بین کسب وکار و زندگی خانوادگی است. تعادل بین زندگی و کسب و کار را اینگونه تعریف می کند: " یافتن راهی برای بدست آوردن پیشرفت و لذتی معنادار در همه جنبه های زندگی".

و در بخش نهایی، کسب موفقیت و انجام اقدامات مقاضی مورد توجه نویسنده است. شما می توانید صدها کتاب بخوانید، چندین مدرک بگیرید و بهترین برنامه های استراتژیک را تنظیم کرده و تا انجا که توان دارید مطالعه کنید اما هرگز اقدامی انجام ندهید. هیچ اتفاقی نمی افتد. این کتاب سرشار از دانش و بینش است ولی شما بایستی از این دانش بهره ببرید و آنرا در زندگی تان بکار برید. برخی مدیران برای اجرا و دست به عمل زدن دچار تردید هستند چرا که آنها منتظر موقعیتی مناسب و بهترین زمان هستند. نویسنده تأکید می کند که چیزی به اسم بهترین زمان وجود ندارد. مهم این است که همین الان دست به عمل بزنید و به سمت اهدافتان حرکت کنید. هیچ کس در ابتدای راه جواب تمام سؤالاتش را نمی داند. هر کارآفرینی در ابتدای راه دچار اشتباهاتی می شود و از آن اشتباهات درس می گیرد. موفقیت در کسب و کار بدست آوردنی است. شما می توانید کسب و کارتان را با بکارگیری اصول این کتاب راه اندازی کنید.

زندکی روزمره تان را ترک کنید! در هدف گذاری و شور و اشتیاق تان پیشرفت کنید و آماده شوید تا ایده تان را به درآمدی نامحدود بدل سازید.

مطالب پیشنهادی:

دیدگاه شما

 
لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران